درسهایی تربیتی از زندگی صحابه «مصعب بن عمیر»
«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآَزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا» (فتح: 29)
مصعب بن عمیر (رض) برجستهترین، نازپروردهترین و مرفهترین جوان قریش بود.
آنگاه که مفاهیم ایمان، قلبش را فرا گرفت دنیا و همهی زیباییهای زندگی را به کسب رضایت خداوند فروخت و تنها مشغلهی قلبش عشق خدا و رسولش شد.
مصعب بن عمیر همه چیز جز زندگی معنوی و نوری را که خداوند به درونش افکنده بود رها نمود و دنیا و ترس از خطرات مرتبط به مسلمانان را فراموش کرد. صاحب جایگاهی اجتماعی و اخلاقی بود و شهرتش به خاطر ثروتمندی درمیان جوانان مکه، عدهای از همسالانش را مجذوب خود نموده بود. تا جایی که میل داشتند همیشه با او باشند، اما تقدیر هدف و مقصودی دیگر برای مصعب تعیین کرده بود. تقدیری که باعث شد تا آن همه رفاه و آسایش و مکانت را به خاطر اسلام قربانی کند. چیزی که هرگز به ذهنش خطور نکرده بود.
خانهی ارقم آن مکانی است که شاهد اسلام آوردن مصعب بن عمیر بود. این امر مستلزم اضافه شدن عنصری جدید به زندگی مصعب گشت که به آن عادت نکرده بود. آن عنصر اسمش پریشانی و اضطراب است. عدم آرامش از اینکه فردی امر اسلامآوردنش را کشف کند.
زمانه میگذشت و دیدارهای مصعب با پیامبر (ص) و صحابه بیشتر میشد و این دیدارها حرص او را بر نماز و بدست آوردن معلومات و حفظ آنچه از قرآن نازل میشد، نمایانتر میکرد، تا جایی که توان او در کسب علم و اسلوبش در عرضهی افکار، توجه پیامبر خدا را به او جلب گردد و همین امر باعث شد بعدها رسول گرامی (ص) او را به عنوان اولین مربی به مدینه بفرستد.
جنگ احد پایان یافته بود، و علمدار احد با دستانی بریده برخاک، یک لحظه دیدگان پیامبر خدا به ردای مصعب بن عمیر افتاد که با آن مصعب را کفن نموده بودند. ردا به قدری کوتاه بود که تمامی جسد او را نپوشانده بود.
پیامبر خدا فرمود: تو را در مکه دیده بودم، در حالیکه لطیفترین لباسها بر تن داشتی و نیکوترین طُره زلف از آنِ تو بود واینک تو با سری ژولیده و آشفته در ردایت قرار داری: «مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ یَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا»
درسهایی از زندگی مصعب بن عمیر:
1- وقوع برخورد بین ایماندار پایبند و کسانی که در اطراف او هستند مانند روی دادن اختلاف بین مصعب و مادرش پس از ایمان آوردن است. در ابتدای التزام و ایمان آوردن معمولاً بین انسان ملتزم و اطرافیانش درنتیجه تغییر افکار و عادات، برخورد بوجود میآید، دایرهی این برخوردها ابتدا از خانواده و دوستانش شروع و سپس به همه جامعه گسترش مییابد. البته علل این برخوردها نیز متفاوت است که تعدادی از آنها را برمیشماریم:
الف: این درگیریها میتواند در نتیجهی اقدامات هیجان انگیز و تحریککنندهی هرچند صحیح شخص ملتزم باشد. مانند خاموش کردن تلویزیون هنگامی که فیلمی نامناسب را پخش میکند و یا سرزنش برادر دینی به علت عدم اقامه نماز در مسجد و یا بازخواست پدر به خاطر ارتکالب اشتباهی در نماز و یا کشیدن سیگار و... با این حال ما مخالف کار و دعوت به خاطر ایجاد تغییر در داخل منزل نیستیم، بکله مخالف تغییر ناگهانی بدون زمینهسازی مطالعهشده هستیم و این چیزی است که موجب درگیری و شکست میشود.
ب: خانواده بر موضعگیری خود پافشاری میکند و به آن ادامه میدهد و با مشاهدهی بعضی امور منفی که برای شخص ملتزم بعد از التزامش روی میدهد به اعتراضاتی دست میزند، این امور منفی میتواند بر اثر عقب افتادگی درسی، کنارهگیری از خانواده، دوستان و همسایگان و یا زدن تهمت فسق و کفر به مردم و یا غرق شدن در عبادات باشد؛ به طوری که به همراه آن از مصالح خود و خانوادهاش غفلت میکند.
ت: بحث فراوان امور سیاسی در منزل، که بوسیله آن تخم ترس و هراس را در قلب پدر و مادر میکارد و آنان با استمرار این بحثها احساس میکنند که فرزندشان در معرض خطری قرار گرفته است که نتیجه التزامش به اسلام میباشد.
ث: شخص ملتزم غالباً از طرف دوستانش مورد تمسخر قرار میگیرد و هر چه بیشتر در قسمتی احساس ضعف کنند به تمسخر خود میافزایند. تنها راه حل این مشکل چیزی نیست مگر اینکه فرد ملتزم شخصیت خود را در مقابل دوستانش تقویت و تثبیت کند و به خود اعتماد داشته و با سربلندی وعزت همراه با ملایمت و بدون درگیری از دینداری خود دفاع کند.
2- برخورد مستبدانه با فرزندان همراه با صدور دستوراتی خشک در مرحله بلوغ، که این امر روشی شکست خورده در تربیت است و نتیجهی عکس میدهد. مانند برخورد مادر مصعب پس از مطلع شدن از اسلام آوردن مصعب که راه اجبار و فشار را با او در پیش گرفت.
3- ثروتمندان نیز ایمان میآورند و ملتزم میشوند. چنانکه مصعب ثروتمند بود و با وجود اینکه میدانست زندگی مرفهاش بهایی در مقابل اسلام آوردنش است اسلام آورد. پس این گفته درست نیست که مجال ثروتمندان در ملتزم شدن ضعیف است و چون وسائل گناه برای اغنیاء و در دسترستر از دیگران است پس تنها فقراء به ملتزم شدن نزدیکترند.
در این مورد معیار اصلی عبارت است از تربیت، صفات مدعو، استعداد فردی و روش دعوت، نه چیزی دیگر. و این درست نیست که تمامی کسانی که دعوت پیامبر را استجابت کردند همه از فقراء بودند؛ زیرا بسیاری از ایمان آورندگان اولیه از زمرهی ثروتمندان بودند. مانند ابوبکر صدیق، عثمان بن عفان، مصعب بن عمیر، سلمان فارسی و غیره رضوان الله علیهم اجمعین.
4- چیزی که انسان را به ایمان آوردن وملتزم شدن قانع میکند ذات است نه ظاهر. مصعب بن عمیر در قانع نمودن مردم مدینه برای اسلام آوردن آنها موفق بود، چون رفتارش آراسته به اخلاق اسلامی و شخصیتی متکامل بود.
اگر او مردی با اخلاق نیکو و خوش رو نبود به هدفی که به خاطر آن توسط پیامبر(ص) به مدینه مأمور شده بود نمیرسید. چون با کسی که بحث مینمود دلائل قوی داشت و طرف مقابل را تحقیر نمیکرد. او شخصیتی مهربان و با وقار و پاک داشت. و آنچه را میگفت انجام میداد و هرگز آنچه را که نمیتوانست انجام بدهد بیان نمیکرد.
جنگ احد پایان یافته بود، و علمدار احد با دستانی بریده برخاک، یک لحظه دیدگان پیامبر خدا به ردای مصعب بن عمیر افتاد که با آن مصعب را کفن نموده بودند. ردا به قدری کوتاه بود که تمامی جسد او را نپوشانده بود. پیامبر خدا فرمود: تو را در مکه دیده بودم، در حالیکه لطیفترین لباسها بر تن داشتی و نیکوترین طُرهی زلف از آنِ تو بود و اینک تو با سری ژولیده و آشفته در ردایت قرار داری: (من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوالله علیه)
اگر کسی امید را در درون مردم زنده کند و زندگی را که در اثر تیرهای ناامیدی و شکست نابوده شده به مردم باز گرداند شایسته است او را قهرمان شمرد.
مصعب بن عمیر و همهی صحابه تربیت شدهی مدرسه پیامبر امید را در دلها زنده کردند و با تبلیغ اسلام جان تازهای در کالبد انسان دمیدند. پس همهی آنان قهرمانان همیشه تاریخند.
درود و صلوات خداوند بر پیامبر و یارانش باد.
منبع: سایت اخوان آنلاین