اصحاب، پیامبر r خدا را بهتر و بیشتر از نفس خودشان دوست داشتند
[1]- سورۀ توبه، آیۀ 111.«در حقیقت خدا از مؤمنان جان و مالشان را به بهای این که بهشت برای آنان باشد خریده است، همان کسانی که در راه خدا میجنگند و میکُشند و کشته میشوند، این به عنوان وعدۀ حقی در تورات و انجیل و قرآن بر عهدۀ اوست؛ و چه کسی از خدا به عهد خویش وفادارتر است. پس به این معاملهای که با او کرده اید شادمان باشید و این همان کامیابی بزرگ است».
انس بن نضر در غزوه بدر نبود برایش خیلی نگرانکننده و سختشده بود. گفت: در اولین جهادی که حضرت رسول الله r حضور داشت، غیبت کردم. و میگفت: اگر خداوند در حضور حضرت رسول الله r عزوهای به من نشان دهد میبینی چگونه میجنگیم، پس از آن غزوۀ احد پیش آمد در آن شرکت داشتند، به استقبال سعد بن معاذ رفت و گفت: یا ابا عمرو کجایی؟ ای کاش در نزدیک احد هم بوی بهشت استشمام میکردم، جهاد کرد تا شهید شد که هشتاد و اندی ضربۀ تیر و شمشیر در بدنش بود، هیچکس او را نشناخت مگر خواهرش که به سر انگشتانش او را شناسایی کرد.
در بارۀ او و یارانش این آیه کریمه نازل شد:سورۀ احزاب، آیۀ 23.
«از میان مؤمنان مردانی هستند که به آنچه با خدا عهد بسته اند صادقانه وفا کردند، برخی از آنان به شهادت رسیدند و برخی از آنها در همین انتظارند و هرگز عقیدۀ خود را تبدیل نکردند».
در واقعۀ این جنگ قادسیه در سال (16 هجری) هنگامی که مسلمانان قصد فتح مملکت فارس را داشتند، زنی به نام خنساء([3]) که دارای چهار پسر بود، به پسرانش وصیت کرد و گفت: «ای پسران من! شما به میل و رغبت خودتان اسلام را قبول کردید و به اختیار خودتان هجرت نمودید، قسم به خدایی که جز او خدایی نیست! شما پسران یک مردی همچون پسران یک زن هستید، پدران و نیاکان شما را محترم میشمرم و همه شما از یک تبار هستید، پس بدانید دنیای آخرت بهتر از دنیای فانی است.
سورۀ آل عمران، آیۀ 200.«صبر کنید و ایستادگی کنید و مرزها را نگهبانی دهید و از خدا پروا
نمایید، امید است که رستگار شوید».
و هرگاه جنگ را شروع نمودید، جامه را از روی ساق برداشته و آماده باشید و آتش را بر شب تاریکشان روشن کنید و با شمشیرهایتان جنگ را بر آنها سخت و تمام کنید و استقامتشان را بشکنید که در دنیا با غنایم جنگی به پیروزی میرسید و در قیامت به کرامت و مقامای ابدی نایل میشوید، پس در بامدادان و روشنی صبح و مراکزشان را تصرف کنید.
سرانجام یکی یکی با سر دادن رجز و شعار جنگی و با وصیت مادرشان جنگیدند و تماماً شهید شدند، وقتی خبر شهادتشان را به مادرشان دادند گفت:
شکر و سپاس برای خدا که به شهادت پسرانم مشرف شدم و از خداوند متعال خواستارم که با پسرانم در مقام رحمت خودش محشورم گرداند».
محبت خدا آن است که مصعب بن عمیر را در حالت نعمت و خوشی، وادار به ترک آن همه نعمتها و لذائذ دنیایی کرد، و به سوی زندگی سخت و تنگ، روانش نمود.
حضرت عمر t فرمود: رسول الله r وقتی مصعب بن عمیر را دید که شهید شده، و از آن همه نعمتها، فقط مقداری چرم خام دباغ نشده کمربندش است، فرمود:
«ای مردم! این مرد را ببیند که خدا قلبش را منور کرده، من او را در میان پدر و مادرش که با بهترین طعام و شراب تغذیه میشد، دیدم. پس محبت خدا و رسول r به سوی
آنچه که دیدید او را دعوت کرد».
[3]- خنساء شاعرهای مشهور است او همراه چند نفر از اقوامش به مدینه آمده و مسلمان شد. ابن اثیر میگوید: اهل علم اتفاق نظر دارند که هیچ زنی بهتر از او شعر نگفته است نه پیش از او و نه بعد از او.